![]() |
![]() |
|
| *...شیشه ی پنجره شکست و فرو ریخت:لولوی شیشه ها شیشه ی عمرش شکسته بود* |
|
ID حامد کمیلی KOMEILI.HAMED
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 29 اردیبهشت1387ساعت 21:9 توسط نیلوفر |
|
|
نظر بدین واسه پست قبلی تا اسمشو بگم
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 8 آبان1386ساعت 19:49 توسط نیلوفر |
|
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 29 مهر1386ساعت 17:35 توسط نیلوفر |
|
|
سلام سلام من باز اومدم ***
میبینم که مدرسه ها باز شده و همه سر گرمید. ما هم سرمون شلوغه. راستی سایت آپلودم مدتیه خرابه باید ببخشید که فعلا وبلاگمونو بدون عکس تحمل می کنید این روزا فکر و مشغله ی درسی که نمیذاره به حال خودمون باشیم اصصصااابم خورد شده |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 12 مهر1386ساعت 17:40 توسط نیلوفر |
|
|
ID اشکان خطیبی رو ار سایت خانه ی سینما گرفتم شاید جمه آن بشه نمی دونم!!!! khatibi_ashkan29
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 24 شهریور1386ساعت 11:15 توسط نیلوفر |
|
|
اینم از مصاحبه.امیدوارم که خوشتون بیاد !!!!
آیا ازدواج کردید؟اگر نه چرا؟ نه خیلی سوال سختی است.باید شرایط ازدواج فراهم شود تا ازدواج کنم.این طوری نیست که تصمیم بگیرم و موقعیتش پیش نیاید.فایده ای ندارد.این همه جوان هستند که تصمیم دارند زن بگیرند ولی هیچ کدام از انها تا مدتها که از تصمیمشان می گذرد زن نمیگیرند.یک سری شرایط هست تا باید دست به دست هم بدهند تا جوان ها ازدواج کنند. چرا والدین فرزندان خود را به خصوص پسرها را مجبور به ازدواج می کنند؟ شاید مهمترین ان به مسایل اخلاقی برگردد که در اجتماع وجود دارد .یکی از دلایلی که والدین را می ترساند همین است که می خواهند فرزندشان را از مسایلی که الان گریبانگیر جامعه شده نجات بدهند. اصلا چرا ادمها ازدواج می کنند؟ نمی دانم . ادمها یک جماعت کلی هستند و نمی شود راجع به کل نظر داد! دوست داری زندگی مشترک خود را چطور شروع کنی؟ دوست ندارم زندکی مشترکم را شروع کنم! کدام یک از سنت های ازدواج را دوست داری و از کدام یک بدت میاد؟ فکر می کنم یکی از دلایلی که دوست ندارم ازدواج کنم همین سنتهاییست که برای ازدواج تعیین شده است.یعنی همین سنتهای دست و پا گیری که باعث می شود خیلی ها قید اردواج را بزنند. به نظر من حجم سنتها زیاد است و مراسمی که قبل و یعد از عروسی انجام میشود ادم را می ترساند. زن ایده التان چگونه زنی است؟ جواب من ممکنه بعضی از دختر خانم ها را دلخور کند. با این حال می گویم که الان خیلی ها مادی شدند. بنابر این قبل از هر چیزی باید کسی را به عنوان همسر انتخاب کنم که این خصلت رو نداشته باشه .چون خودم این خصلت رو ندارم و لهمیتی هم به مادیات نمی دهم.دوم اینکه احساس می کنم نمی خوام اینو را بگویم که شما بگویید قدیمی فکر می کنم . ولی حقیقتش اینه که قبلا زنها خیلی منطقی تر بودند. یعنی یه چیرایی در خانواده براشون اهمیت داشت .اما الان چنین نیست و فقط پول خونه ماشین و ... در اولویت قرار دارند! دوست داری مراسم عروسیت چطور برگزار بشه؟ اصلا به این قضایا فکر نمی کنم ! تا به جال به ازدواج فکر کردی؟ بچه که بودم به این موضوع فکر می کردم .اجازه بدهید به یک نکته اشاره کنم. یک پسر اگه تا ۲۲ ۲۳ سالگی زن گرفت گرفت .اگه نگرفت یا نمیگیرد یا خیلی دیر میگیرد . چون انقدر دست به گریبان زندگی میشود که دیگر وقتی برایش نمی ماند. وقتی که به این قضیه فکر میکنی اولین چیزی که به ذهنت میرسه چیه؟ مسوولیت! معمولا ادمها از زیر بار ازدواج فرار می کنند .شما چی؟ نمی دانم ! چه سنی را برای ازدواج مناسب می دانی؟ مرد در ۴۰ سالگی! فکر می کنی چه طور میشه فرهنگ جدیدی رو برای ازدواج جوان ها ایجاد کرد؟ چون قضیه ریشه دار است باید یه کم از ریشه به ان نگاه کرد.حقیقت اینه که انقدر تورم در جامعه زیاد شده و از بس پول در اوردن مشکل شده که جوان ها ار پس زندگی خودشان بر نمی ایند چه رسد به اینکه زن هم بگیرند. فکر کنم انقدر حواشی ازدواج زیاد است که اولین شرطی که برای شروع یک زندگی وجود دارد این است که ادم بتواند خرج همسرش را هم بدهد. زندگی ایده ال چه نوع زندگی است؟ زندگی آرام. یک مراسم ازدواج استاندارد از نظر شما چگونه است؟ به این مسایل فکر نمی کنم! فکر می کنی چطور می توان فرهنگ های سنتی را تقییر داد؟ مطمن باشید اگه من بخواهم یک روزی ازدواج کنم به هیچ کدام از سنتهای ازدواج عمل نخواهم کرد . به مهریه اعتقاد داری؟ نه.ولی اعتقاد دارم انچه زن و شوهر تهیه می کنند متعلق به هر دو نفر است.د زیرا هر دو با هم زهمت کشیدند تا ان وسیله فراهم شود. کدام مراسم را برای ازدواج اضافه می دانی؟ مثلا بله برون را می شود پای تلفن هم گفت.حنا بندان و خود مراسم عقد هم که باید سفره پهن شود و سپس جمع شود هم اضافه است. ایا منتظر باشیم که شما هم به جرگه ی متاهلین بپیوندید؟ فکر کنم شما می خواهید مرا امروز به زور زن بدهید!حالا حالا ها انتظارش رو نداشته باشید!چرا که زندگی سخت است و وقتی ادم احساس میکنه یه کم راحت شده سعی می کنه ان را حفظ کنه.منم دارم سعی می کنم راحتی فعلی رو حفظ کنم . از تنهایی نمی ترسی؟ با تنهایی دوستم و مدتهاست که تنها زندگی می کنم! *یه کم سانسور کردیم بیشتر از اولش و آخرش* |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 22 شهریور1386ساعت 16:19 توسط نیلوفر |
|
|
khatibi_ashkan29 ID ASHKAN KHATIBI
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 22 شهریور1386ساعت 15:35 توسط نیلوفر |
|
|
امروز جشن تولد بنیامین بور من و شقایق رفتیم آدرس شو off گذاشته بود واسم و توی نظر ها هم داده بود
خیلی ها اونجا بودن خلاصه هرکی نیومد جاش خالی (عکس ها هم حا لا می ذارم)
امروز تولد سامان(یکی از آشنایان)هم بود
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 19 شهریور1386ساعت 20:29 توسط نیلوفر |
|
|
............................................. ..........*I♥U**I♥U**I♥U*.......... ..........*I♥U**I♥U**I♥U*.......... ..................*I♥U*................... ..................*I♥U*................... ..................*I♥U*................... ..................*I♥U*................... ..................*I♥U*................... ..................*I♥U*................... ..........*I♥U**I♥U**I♥U*.......... ..........*I♥U**I♥U**I♥U*.......... ............................................. .......*I♥U*..............*I♥U*....... ...*I♥U**I♥U*.....*I♥U**I♥U*.... .*I♥U*....*I♥U*.*I♥U*....*I♥U*.. .*I♥U*.........*I♥U*........*I♥U*.. ..*I♥U*........................*I♥U*.. ...*I♥U*......................*I♥U*... ....*I♥U*....................*I♥U*.... ......*I♥U*................*I♥U*...... ........*I♥U*............*I♥U*........ ...........*I♥U*......*I♥U*........... ..............*I♥U**I♥U*.............. ..................*I♥U*.................. ............................................ .........*I♥U*..........*I♥U*........ .........*I♥U*..........*I♥U*........ .........*I♥U*..........*I♥U*........ .........*I♥U*..........*I♥U*........ .........*I♥U*..........*I♥U*........ .........*I♥U*..........*I♥U*........ .........*I♥U*..........*I♥U*........ .........*I♥U*..........*I♥U*........ .........*I♥U*..........*I♥U*........ ..............*I♥U**I♥U*............. ..........................................
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 18 شهریور1386ساعت 23:48 توسط نیلوفر |
|
|
ا ه ه ه ه ه ه تموم شد دیگه آپ نمی کنم چون نظراتون کمه
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 18 شهریور1386ساعت 21:38 توسط نیلوفر |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
من(نيلوفر)وشقايق دوست همدم و دختر دايي خيلي گل و عزيز تر از جونم اين وبلاگ رو مي نويسيم.
من خودم متولد 8/5/72 و شقايق جون متولد6/10/71 هست(ساکن سعادت آباد و شهرک غرب تهران به ترتيب) در ضمن تو اين وبلاگ همه چي پيدا ميشه و تنها به يک موضوع خاص اشاره نميشه ID من : NILOOFAR_ZOOZ و ID شقايق : SHAGHAYEGH_ZOOZ هست با نظرهاتون خوشحالمون کنيد |
| نوشته های پیشین |
|
هفته چهارم اردیبهشت 1387 هفته دوم آبان 1386 هفته چهارم مهر 1386 هفته دوم مهر 1386 هفته چهارم شهریور 1386 هفته سوم شهریور 1386 هفته دوم شهریور 1386 |
| نویسندگان |
|
نیلوفر شقایق |
| پیوندها |
|
اون یکی وبلاگم سامان عاشق لب+خنده=لبخند من و تو طرفداران نکو نام و نیک بخت و کاکا LOVE welcom to my blog jock وبلاگی برای طرفداران گل بنیامین خان موسیقی پاپ ایران |
|
RSS
|